انجمن صرافان بدون مرز

مسائل ارزي

هفدهمین جلسه هم اندیشی

بنام خدا

 بنام خدا

دیروز هم در جلسه هم اندیشی اقایان: سید احمد راد - حکیمی - دبیری - پرنظر - فرشچی - دریانی -  مسعودی -لواسانی  صحبت کردندو جناب عبدالهی هم به عنوان رئیس جلسه صحبت هائی کردند و خود من هم چند دقیقه حرف زدم .

سید احمد راد طی سخنان کوتاه خود با صراحت و به روشنی شرایط در مصوبه اخیر و مشکلاتی را که برای صرافان ایجاد می کند توضیح داد- بعد اقای حکیمی از صرافی کثیری ضمن تائید سخنان راد گرفتن تضمین نامه را توهین به صرافان دانست و خواهان نظر سنجی از صرافان مجاز شد .بعد جناب دبیری خواهان توضیح بیشتر و ارائه راه کار شد - جناب لواسانی هم توضیحاتی راجع به مصوبه ارائه کرد و برانسجام و اتفاق بیشتر همکاران تاکید نمود .

جناب پر نظر هم صحبت های خوبی داشت - از تبعیض بین صرافی ها ی تضامنی و صرافی های خاص (بانکها) و مخصوصا از بندی که در ان باک مرکزی می تواند به هر بهانه ای ضمانت نامه را به نفع خود ضبط کند انتقاد کرد .

بعد جناب فرشچی رشته سخن را بدست گرفت و طی سخنانی راجع به شرایط و ضوابط صرافی در سایر کشور ها صحبت کرد و اشاره به اینکه بالاخره مسئولا ن دغدغه حفظ منافع و حقوق مردم را هم دارندو زحمات شورای عالی کانون که زحمتی کشیده اند و به هر حال این مصوبه از مصوبه قبلی خیلی عادلانه تر و عاقلانه تر است و در پایان تاکید کرد که البته قانون نباید عطف به ماسبق شود و خوا هان نظر سنجی از صرافان مجاز شد .

بعد اقای دریانی صحبت کرد و عمل مصوبه را دارای توجیه اقتصادی برای صرافان ندانست .

اقای عبدالهی هم با قدر عصبانیت به انتقاد پرداخت .

خود من هم صحبت هائی کردم که قبلا در همین وبلاگ تحت عنوان های < معنی گسترش و بهبود فضای کسب و کار راهم فهمیدیم >و <   ایا مصوبه اخیر راجع به شرایط صرافی ها به نفع اقتصاد کشور است ؟ >درج شده بود .

برخی دیگر از اقایان هم صحبتی تکراری را باز هم تکرار می کردند و سوزنشان کماکان روی کلمه اتحادیه و قانون گیر کرده بود .

و به نظرم ان برخی از دوستان !!(سعدی از دست دوستان فریاد ) ظاهرا فقط به قصد بر هم زدن جلسه به خودشان زحمت حضور را می دهند.

والله العالم به حقایق الامور

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 10:28  توسط اصغر اقا  | 

ایا مصوبه اخیر راجع به شرایط صرافی ها به نفع اقتصاد کشور است ؟

بنام خدا

شرایطی که سال گذشته در اخرین جلسه شورای پول و اعتبار در دولت اقای احمدی نژاد برای صرافی ها تعیین شد به قدری عجیب و غیر قابل قبول بود که معاون اول رئیس جمهور و رئیس کل بانک مرکزی و خیلی از مسئولان دیگر هم ان مصوبه را قابل اجرا ندیدند و بالاخره بعد از حدود یکسال تصمیم به تغییر ان گرفتند .

ولی متاسفانه در مصوبه جدید هم باز شرایط به قدری دشوار است که بیش از 80% از دارندگان مجوز توان تطبیق وضعیت خود با مفاد انرا ندارند .

البته این شرایط برای صرافی های بانک ها بسیار اسان است مخصوصا که انها را از گذاشتن ضمانتنامه و دارا بودن گواهی نامه مهارت معاف شمرده اند و حق داشتن هر تعداد شعبه راهم انحصارا به صرافی بانکها داده اند .

به نظر می رسد این تبعیض اشکار بین صرافی های شخصی و صرافی بانکها و شرایط سخت باعث دلسردی بخش خصوصی و کم شدن تعداد صرافی های مجاز و ازدیاد صرافی های غیر مجاز و زیرزمینی خواهد شد .

حال سوال این است که ایا اگر شرایط احداث صرافی سهل تر می بود و باعث می شد که همه صرافان زیر پوشش و نظارت بانک مرکزی قرار می گرفتند و همه مالیات می دادند و با رقابتی سالم و با رونق دادن به فضای کسب کار به خدمات دهی به مردم می پرداختند بهتر نبود ؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 11:58  توسط اصغر اقا  | 

معنی گسترش و بهبود فضای کسب و کار راهم فهمیدیم

بنام خدا

خوب بعد از حدود یکسال که از مصوبه قبلی شورای پول و اعتبار در رابطه با شرایط تاسیس صرافی گذشت و با تاکید دکتر جهانگیری معاون رئیس جمهور و پی گیری های نصفه و نیمه کانون صرافان و نظر مثبت برخی از مسئولین بانک مرکزی بالاخره در جلسه اخیر شورای محترم پول و اعتبار در مورد شرایط صرافان تصمیمات جدیدی اتخاذ شد .

خدا خیرشان بدهد 20 میلیارد را کردند چهار میلیارد و پنج میلیارد را هم به چهار و برای شهرستان ها به دو تقلیل دادند - و مرا به یاد ملا نصرالدین انداختند - گفتند : ملا در جمعی ادعا کرد که من زورم از زمان جوانی تا الان که شصت سالم است هیچ تغیری نکرده - گفتند چطور ممکن است گفت : یه سنگی جلودرب منزل ما بود و من در جوانی هر چه سعی کردم نتوانستم از جا حرکتش بدهم و الان هم نمی توانم پس زور من از ان زمان فرقی نکرده .

اقایانی که صرافان را ملزم به گذاشتن سرمایه های دو و چهار میلیاردی کرده اند و تازه باید نیمی از انرا هم به صورت ضمانت بسپارند - ایا با نرخ بهره در بانکها - در موسسات اعتباری و در بازار اشنا نیستند ؟ ایا نمی داند که چهار میلیارد در روز حدود چهار میلیون تومان بهره اش است - و ایا یک صراف معمولی چگونه می خواهد این پول را بدست بیاورد - یا باید رانت گیر بیاورد و رانتخوار شود - یا باید سری گیر بیاورد و کلاهش را برداردو بشود کلاهبردار - و یا با اجحاف و گرانفروشی و کم فروشی و نگه داشتن پول مردم و اذیت های دیگر به هر حال خود را اداره نماید - البته عده ای هم هستند که با فروش ارثیه پدری و برای رضای خدا همه این زیان ها را تحمل می کنند و فقط به مردم خدمات می دهند - اجرکم علی الله.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت 10:4  توسط اصغر اقا  | 

از خدا خواهیم توفیق ادب --- بی ادب محروم شد از لطف رب

بنام خدا

دیروز هم جلسه ای در محل کانون صرافان تحت عنوان هم اندیشی برگزار شد - الان که فکر می کنم شاید بهتر بود اقایان اسم انرا <من اندیشی وتو لازم نیست بیاندیشی > می گذاشتند .

در اغاز جلسه جناب بیت لفته به عنوان رئیس جلسه سخنانی در مورد اعتبار صرافی ها بیان کرد و بعد جناب لواسانی دبیرکل کانون ضمن صحبت های خود به نکاتی اشاره کرد - ازجمله اینکه در سایت ها و وبلاگ های خود چیزی ننویسید ومطالب این جمع برای شنیدن در همین جمع است و بعد اضافه کرد : از قول من دروغ ننویسید .

خوب قسمتی از فرمایش ایشان که از دروغ گفتن نهی می فرمایند امری صحیح و درست و اسلامی است و قبل از ایشان هم خدا و پیامبران و بزرگان همه مردم را از دروغ گفتن نهی کرده اند و ما از ایشان هم تشکر می کنیم که بار دیگر بر این مسئله تاکید کردند .

اما برمی گردیم به قسمت دیگر سخن ایشان که فرمودند در وبلاگ ها ننویسید - باید دید این سخن جنبه دستوری دارد ؟! و اگر چنین است چه قانونی به ایشان اجازه می دهد که چنین امری صادر بفرمایند - و یا نخیر - فقط نظر شخصی خود را بیان کرده اند که در این صورت البته نظر ایشان محترم است ولی فقط محترم است - همچون بقیه نظرات .

سخنران دیگری هم در جلسه سخن گفت که طبق معمول بر طبل قانون و قانونگرائی می کوبید ولی خود به هیچ قانون و اخلاق و ادب و ادابی متعهد و متخلق و مودب نبود .

از دیگر سخنرانان جلسه دیروز رئیس شورای عالی جناب نیکجو بود که با دفاع از حقانیت و موجودیت کانون عملکرد کانون را هم در این دوره قابل قبول دانست و اظهار کرد که کانون به بیشتر اهداف خود دست یافته .

متاسفانه در اواخر جلسه برخی از اقایان که جوان و بی تجربه هم نیستند سعی در متشنج کردن فضای جلسه کردند و با عربده جوئی سعی در به کرسی نشاندن سخن نا صواب خود داشتند .

البته حقیر که خود را کوچکترین عضو از جامعه بزرگ صرافان می دانم - وظیفه خود می دانم از اکثریت حاضران تشکر کنم - مخصوصا - جناب محمد ادیب زاده - جناب نیکجو - جناب میرلشگری - جناب قاره - جناب قاسمی - جناب بیت لفته - جناب رضائی - جناب فرشچی - جناب راد - جناب گلپریان - جناب پر نظر - سرکار خانم ریاحی و خیلی از خوبان دیگر که اگر بواسطه حضور نورانیشان نبود - حقیقتا من از بودن در جمع دیروز پشیمان می شدم .

در پايان وظيفه خود مي دانم براي شما و خودم دعا كنم.

 خداوند را مي خوانيم كه درهاي رحمتش را به روي ما بگشايد، دست نوازشش را از سر اين امت بر ندارد و به ما توفيق مجاهدت با نفس و شفقت بر خلق عنايت بفرمايد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 9:14  توسط اصغر اقا  | 

پانزدهمین جلسه هم اندیشی

بنام خدا

دیروز هم در جلسه هم اندیشی اقایان: مرعشی ‌ نانوازاده. مسعودی . فربهی . ضرغامی . رسول زاده . سید احمد راد -لواسانی و بیت لفته  صحبت کردند

جناب لواسانی می گفت که در جلسه شورای عالی تصویب شده که انتخابات برگزار شود - در حالی که با عدم حضور اقایان فرشچی - نیکجو و قزلچه اصولا جلسه رسمیت نداشته که بتواند مطلبی را تصویب کند.

برخی از دوستان !!(سعدی از دست دوستان فریاد ) ظاهرا فقط به قصد بر هم زدن جلسه به خودشان زحمت حضور را می دهند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 11:56  توسط اصغر اقا  | 

چهاردهمین جلسه هم اندیشی در کانون صرافان

به نام خدا 

دیروز عصر در محل کانون طبق سنت حسنه ای که چند ماهی است انجام می شود گرد همائی برگزار شد که نامش را هم اندیشی گذاشته اند - زمانی حقیر با اقایان فرشچی و لواسانی و چند دوست دیگر راجع به بر پائی این جلسات صحبت کردیم و البته هدف انسجام صنفی و اشنائی همکاران با یکدیگر و همچنین معرفی خدمات خود به سایرین بود .
اما باید عرض کنم که متاسفانه جلسات از مسیر اهداف اولیه خارج شده و حالتی رسمی و خسته کننده پیدا کرده - همکاران ساکت می نشینند و چند نفر مشخص مثل بنده و اقای لواسانی ... برایشان حرفهای تکراری میزنند و با خوردن اب میوه غیر طبیعی و شیرینی درجه دو و فرستادن صلوات جلسه خاتمه پیدا می کند بدون نتیجه و لذت و هیجان .
به هر حال جلسه دیروز هم انجام شد باز هم جناب لواسانی صحبت هائی راجع به مالیات بر ارزش افزوده و دستورالعمل بانک مرکزی راجع به صدور و تمدید مجوز و ...ایراد کرد -جناب ضرغامی هم صحبت هائی راجع به جمع اوری پول و خریدن ملک برای کانون گفت و میخواست راجع به تاسیس بانک هم صحبت کند که زمان اجازه نداد - من هم حرفهائی زدم به شرح ذیل :

امروزهم سه شنبه است واولين سه شنبه از تيرماه وجلسه هم انديشي كه انشااله خيرانديشي باشد، سخن برسردوموضوع براي امروز درنظرگرفته شده يكي مسئله ايجادصندوق خيريه بنام قرض الحسنه كه ميتواند قرض ال پس نده هم باشد ودوم برسرايجاد تالاري مجازي به منظورارتباط كاري بيشتر وسالم تر بين همكاران . حقيرفكركردم اين هردونيت خيررا ميتوان تلفيق كرد. بنده كه حدودسي سال است در كارصرافي هستم وافتخارميكنم كه عضوي كوچك از اين جامعه بوده ام وبا اينكه عقيده دارم كه جماعت صراف ازپاكترين ومنضبط ترين وبي تقلب ترين اصناف كشوراست با اين حال بعد از حدودسي سال بيش از انگشتان دودست ،نيستند ،همكاراني كه من بتوانم پول مردم را دراختيارشان بگذارم وراحت بخوابم نه اينكه آدمهاي خوب كمند، البته هستند ،ولي من نتوانستم آنها را بيابم وبشناسم .شايدبيش از 95%از صرافان واقعا خوبند ،پاكدامنندوفكراينكه بخواهند مال كسي را ببرند، نداشته باشند واصولا وعقلا برايشان صرف هم نميكند كه باخوردن مال مردم اعتبارخودرا ،كه به زحمت به دست آورده اند ازدست بدهند .اما مشكل آنجا شروع ميشود كه بلايي برسر يكي نازل ميشود ولغزشي رخ ميدهد ،آنگاه است كه آن ناتوان كه بيش از طاقت باربرداشته ،بارخود را بردوش ديگران مينهد واو هم كه به قبلي اعتماد كرده بوده بعدي را اذيت ميكند ،وقص علي هذا...... عقيده حقير اين است كه اولا همه سعي كنيم لقمه ها را در حد دهان خود برداريم ثانيا اعتماد به ديگران را نه در حد خوبيشان، بلكه در حد تواناييشان باشد .وكوتاه سخن، از ترسیدن نترسیم - برگردم به دوموضوع اصلي اگرهريك از ما ده نفر، يا مثلا پنج نفر،را جوري ميشناسيم كه بتوانيم لااقل ده هزاردلار به او اعتماد كنيم، آنها را به تالاري  مجازی كه متعلق به صندوق است معرفي كنيم واگراين صندوق با مثلا يكصد عضو ي كه هر يك داراي اعتباري اينگونه است تشكيل شود، خيلي زيبا خواهد بود .ومرا به ياد آن دوغ فروشي مي اندازد كه باسطلي ماست بر لب دريا بود وبا قاشق ماست برآب ميريخت وبه هم ميزد گفتند اين چه كاري است كه ميكني؟ گفت دوغ ميسازم ،گفتند با سطلي ماست نميشود دريايي دوغ ساخت ، گفت ميدانم ولي اگربشود چه ميشود؟؟؟؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 10:26  توسط اصغر اقا  | 

سر تسلیم نهادیم به حکم و رایت ، تا چه اندیشه کند رای جهان آرایت

مسائل ارزي

 

الذين إذا أصابتهم مصيبة , قالوا إنا لله وإنا إليه راجعون

بنام خدا

 

دقایقی پیش مطلع شدم ،که صدر و سر سلسه صرافان پاک دامن شیخ فروتن و پاک نهاد پدر بزرگوار دوستان عزیز و همکاران توانا و خوشنام جنابان محمد و  فواد انصاری و پدر همسر جناب مجید مرتضوی دار فانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافته ، غم مرگ پدر بسیار سنگین و صبر بر ان بسیار پر اجر  و اگر گفته پیامبر عزیز و گرامی اسلام راجع به پدر زن را که او را در  مقام پدر دانسته به یاد بیاوریم باید قبول کنیم که این مصیبت برای اقا مجید هم  بسیار سنگین و غم بار است .

این مصیبت را به جناب محمد اقا و اقا فواد و اقا مجید و - همسر گرامیش و اقا راشد و اقا عیسی -  و بازمانده گان دیگر از این خاندان جلیل تسلیت عرض می کنم و از خداوند برا ی ان فقید غفران و برای مصیبت دیدگان صبر و اجر و سعادت و سلامت ارزو می کنم .

+ نوشته شده در  جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 14:2  توسط اصغر اقا  | 

جلسه ای دیگر در کانون برای هم اندیشی

بنام خدا

گزارش : با عرض سلام دیروز عصر برای جلسه هم اندیشی به کانون صرافان رفته بودیم - جلسه خوبی بود - از جمله مطالبی که مطرح شد یکی هم ایجاد یک تالار مجازی برای خرید فروش ارز بود (چیزی شبیه همین تالار خودمان ولی با اعضا محدود و شرایط خاص ) به هر حال اصل فکر به نظر می رسد که خوب باشد ولی باز بستگی به علاقمندی و استقبال همکاران دارد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 10:3  توسط اصغر اقا  | 

هر دمی از گلستان عشق سروی می رود

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ

بنام خدا

 

مطلع شدیم برادر بزرگوار دوست و همکار عزیز جناب اقای میر لشگری دار فانی را وداع گفته اند با عرض تسلیت به جناب میر لشگری وخانواده برای ان مرحوم از درگاه ایزد منان تقاضای رحمت و مغفرت دارم .

و برای جناب میر لشگری و خانواده شان صبر و اجر و سعادت و سلامت ارزو می کنم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 11:57  توسط اصغر اقا  | 

من را حلال بفرمایید

بنام خدا

 

قدیم رسم بود اگر کسی عازم سفر خصوصا سفر های زیارتی بود - راه می افتاد از همه اقوام و دوستانش خداحافظی می کرد و حلیت می طلبید - بعد ها این رسم قدری تغیر کرد و با روزنامه خوان شدن مردم برخی هنگام سفر با درج یک اگهی در روزنامه مسافرت خود را اعلام و خداحافظی می کردند و گاهی هم با تلفن برای خصوصی تر ها - امروزه ولی این خداحافظی ها کم خرج تر و با صرف وقت کمتر انجام پذیر شده - از جمله همین گونه که من اکنون از شما بزرگواران برای سفر به عتبات خداحافظی می کنم و خواهشمندم که حقیر را حلال بفرمایید .

البته حقیر هم وظیفه خود می دانم که کلیه اقوام - دوستان - بستگان و وابستگان را دعا کنم .

خداوند را مي خوانيم كه درهاي رحمتش را به روي ما بگشايد، دست نوازشش را از سر اين امت بر ندارد و به ما توفيق مجاهدت با نفس و شفقت بر خلق عنايت بفرمايد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 9:17  توسط اصغر اقا  | 

مطالب قدیمی‌تر