انجمن صرافان بدون مرز

مسائل ارزي

داروی درد شوق را باهمه علم عاجزم - چاره کار عشق را با همه عقل جاهلم

بنام خدا

دو - سه روزی است که بازار ارز در حال نوسان است و شنیده می شود که صرافی یکی از بانک های خصوصی دست اندر کار تزریق گاه و بیگاه و نا منظم در بازار است .

البته من نمیدانم که هدف مدیریت محترم ان بنگاه اقتصادی از این نوع عملیات شبه انتحاری که به التهاب و رانتخواری منجر می شود چیست - ولی اگر من به جای آقایان بودم بجای اینگونه عمل کردن - به نوع دیگری دلار هایم را بفروش می رساندم - مثلا می شد از گروهی از صرافان دارای مجوز دعوت کرد و در یکی از تالار های معظم صرافی مورد بحث جلسه حراج برگزار کرد و دلار مورد معامله را در نرم افزار بانک مرکزی (سنا) ثبت کرد .

به هر حال راهکار های زیادی وجود دارد که عمدتا بهتر است از تزریق هر کی به هر کی و عجیب و غریبی که هم اکنون در پاساژ افشار در حال انجام است .

به هر حال همانطور که بار ها گفته ایم :فروختن ارز ارزان و محدود فقط باعث پولدار تر شدن دوستان می شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 13:3  توسط اصغر اقا  | 

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل - وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

بنام خدا

در جلسه هم اندیشی که هفته قبل برگزار شد - جناب فرشچی دبیر شورای عالی کانون - نامه ای را قرائت نمود که خطاب به بانک مرکزی نوشته شده بود که در ان پاره ای از درخواست های بحق جامعه صرافان مطرح شده بود - به نظر حقیر نامه بسیار متین و با محتوا در عین حال بسیار احترامی تهیه شده بود - هر چند در جلسه ایراد های کوچکی از طرف برخی از همکاران به نکاتی از نامه وارد شد ولی در مجموع می شد نوشتن چنین نامه ای از سوی شورای عالی کانون صرافان را قدم بلند و محکمی در راستای احقاق صنفی مان تلقی کرد .

اما متاسفانه اخیرا مطلع شدیم امضا و ارسال نامه دچار توقف و تعلل شده - و در واقع نامه ای راکه می توانست از جمله روزنه های امیدواری برای همکاران باشد به بوته فراموشی سپرده شده .

 

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل - وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

دست بر دست نهادن و سکوت ما را به مراد و مقصود نمی رساند  - هر چند که ممکن است سعی و کوشش های ما هم همه بی حاصل و باطل باشد ولی کوشیدن به قدر وسع مسلما بهتر است از بیکار بودن و تماشا نمودن .

اگر لطف کنید و در قسمت نظرات -  نظر خود را حتی با اسم مستعار بگوئید - می تواند مصدلق کوشش به قدر وسع باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 9:24  توسط اصغر اقا  | 

بازگشت همه به سوی خداست

بنام خدا

 ساعتی پیش مطلع شدم جناب اقای مهرداد گرامیان که از همکاران خوشنام و صاحب سبک در حرفه ما هستند پدر همسرخود را از دست داد .

خداوند در  این ایام اواخر صفر المظفر که مصادف با اربعین مولایمان  هم هست اندوه درگذشت پدر همسرشان را برای ایشان و همسرشان امتحانی سخت قرار داده - باشد تا با صبر و بردباری و شکر درگاه الهی از این امتحان سرفراز به در اید .

اینجانب هر چند سعادت درک محضر ان مرحوم مغفور را نداشتم ولی فرزند صالح او را نمایشی از نیکوئی ان پدر درگذشته می بینم .

به روانش درود می فرستم و از خداوند بزرگ برایش طلب روح و ریحان دارم .

وهمچنین به بازماندگان ان مرحوم به خصوص دوست و همکار عزیزمان جناب اقای مهرداد گرامیان تسلیت عرض می کنم و اجر و صبر برای انها و علو درجات برای ان مرحوم از ایزد منان ارزو دارم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت 10:39  توسط اصغر اقا  | 

مگر تو روی بپوشی و فتنه باز نشانی - که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

بنام خدا

بنده حدود ربع قرنی می شود که در کار صرافی هستم قبل از انهم به واسطه هائی با این حرفه آشنائی هائی داشته ام . این شغل هم مثل بقیه مشاغل مشگلات و هم البته مزایای خود را دارد - از جمله مزیت های این شغل که در واقع می تواند در عین حال مشگل آفرین هم باشد - اعتبار است - بلی - اعتبار هم خوب است و هم بد - اگر از آن عاقلانه استفاده شود بسیار چیز خوبی است و می تواند توانائی یک کاسب را چندین برابر کند - ,ولی اگر کسی از اعتبار خود مغرور شود همان اعتبار برایش بسیار خطرناک خواهد شد .

غرض از این مقدمه این است که راجع به بوجود آوردن یک اتاق تهاتر بین صرافی ها صحبت کنیم - این اتاق می تواند توسط چند نفر از معتمدان صنف اداره شود و به اعضای خود سرویس بدهد - برای مثال اگر ده نفر عضو اتاق تهاتر شوند و هر یک مثلا تا ده هزار دلار به اعضای دیگر اعتبار دهند حداکثر ریسک برای هر نفر نود هزار دلار خواهد بود - اگر فرض کنیم هر 9 نفر دیگر نادرست باشند - و حداکثر منفعت بردن هر آدم نادرست فقط نود هزار دلار خواهد .

ولی با توجه به اینکه گروهی که دور هم جمع می شوند همه صراف و معتبر هستند - و تا حدی هم یکدیگر را می شناسند احتمال خطر کم می شود - مخصوصا که هر کس می داند که در صورت هر نوع بد قولی و بد حسابی دیگر با یک نفر طرف نیست بلکه باید جوابگوی یک گروه باشد - بنابر این آدم های متوسط هم سعی می کنند خوب عمل کنند .

حسن این تهاتر اینست که پول های گروه بجای اینکه اسیر باشد در بانک ها - در دست گروه قرار می گیرد و این قدرت مانور هر فرد را به اندازه تقریبا کل گروه گسترش می دهد .

البته برای نظارت بر عملکرد و حسن انجام کار ها باید یک هیئت داوری انتخاب کرد که این هیئت ضمن نظارت و راهنمائی در صورت لزوم بتواند با افراد خاطی احتمالی برخورد کند که البته آن هم می تواند شامل -تذکر - اخطار - جریمه و نهایتا اخراج از گروه باشد .

دوستان عزیز - همکاران گرامی - اگر این پیشنهاد خام را قابل بررسی و مطالعه می بینید خواهشمندم نظر های موافق یا نظرات اصلاحی و یا حتی نظر مخالف خود را اعلام بفرمائید.

ممنونم از وقتی که صرف می فرمائید .

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 10:3  توسط اصغر اقا  | 

بیست و چهارمین جلسه از هم اندیشی

بنام خدا

نزدیک ساعت 4 بود که به محل برگزاری نشست رسیدم و قبل از من جناب جلال نژاد از صرافان مشهد امده بودند و بعد هم جناب فربهی و دیگر دوستان - برخی از دوستان ولی جایشان خالی بود از جمله جناب فرشچی - جناب پرنظر - جناب گل پریان و ... از اعضای شورا جناب لواسانی و جناب قزلچه و جناب میرلشگری تشریف داشتند - به پیشنهاد جناب لواسانی شخصی از پلیس سایبری راجع به انواع کلاهبرداری های انترنتی و طریقه مقابله با ان سخنانی ایراد کرد و بعد هم به هر حال - جناب مهابادی به عنوان رئیس و جناب علی رضا زرین به عنوان دبیر انتخاب و در جایگاه قرار گرفتند و بعد جناب عباس مسعودی به جایگاه سخنران رفته و حدود 45 دقیقه راجع به اینکه خوبی چقدر خوب و بدی چقدر بد است سخن گفت و البته ضمن ان نامه برخی به قول ایشان صرافان شجاع به رئیس کل بانک مرکزی را قرائت نمود . بعد از ایشان رئیس جلسه از حاضران خواست که اگر سخنی دارند بیان نمایند - که من وقتی دیدم کسی داوطلب نشد از ترس اینکه باز اقای مسعودی برود و 45 دقیقه دیگر صحبت کند رفتم و حدود 10 دقیقه به باز گوئی برخی مطالب که قبلش در همین وبلاگ درج شده بود پرداختم. بعد هم برخی دیگر از دوستان از جمله : اقایان جلال نژاد - سید احمد راد - حمید قاره - احمد لواسانی در تنقید و یا توجیح مصوبه اخیر سخنانی را بیان داشتند .

ساعت 6/15 جلسه با ذکر صلوات تمام شد - و حداقل خوبی این گونه جلسات که دیدار با یاران است حاصل شد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 9:57  توسط اصغر اقا  | 

ای ساربان اهسته رو - با ناتوانان صبر کن - تو بار جانان می بری - من رنج هجران می برم

بنام خدا

گفتند شخصی دید گروهی خیابانی را می کنند و گود می کنند و بعد گروه دیگری خاک ها را به جای خود می ریزند و خیابان را اسفالت می کنند - تعجب کرد - پرسید این چه کار عبث و بی فایده ای است که شما انجام می دهید - یکی در جوابش گفت : ما سه گروه هستیم یکی گود می کند - گروهی لوله گزاری می کنند و گروه سوم همانطور که می بینی باز خیابان را مرمت می کند و تمیز و مرتب مثل قبل تحویل می دهد - البته مدتی است در اثر برخی مشگلات لوله نداریم ولی ما که وظیفه خود را انجام می دهیم .

در اداره صدور مجوز برای صرافی ها هم گروه های متعدد و گوناگون مشغول فعالیت هستند - مثلا گروهی که برخی از انها الگو از قوم بنی اسرائیل گرفته اند وظیفه بازرسی خود را انجام می دهند - گروه دیگری که از اولاد علی اقای بهانه گیر الهام می گیرند وظیفه رد صلاحیت ها را انجام می دهند - طایفه ای دیگر دائم مشغول صدور دستورالعمل های جدید هستند و خلاصه همه گروه ها مشغولند - مگر ان گروه که باید مجوز ها را تمدید و صادر کند - ان یک گروه که باید کار را به راه بیاندازد - و ظاهرا جوهر خودکارشان ته کشیده - امیدواریم با رفع تحریم های ظالمانه واردات لوله و جوهر ازاد شود و مشگل لوله گزاران و صرافان حل شود .

+ نوشته شده در  شنبه یکم آذر 1393ساعت 10:59  توسط اصغر اقا  | 

بهانه های بنی اسرائیلی

بنام خدا

چند روز پیش دو نفر از اقایان که خود را بازرس بانک مرکزی معرفی می کردند - به صرافی ما مراجعه نمودند - که البته  همکاران ما هم طبق وظیفه به همکاری با اقایان پرداخته و همه فاکتور ها و مدارکی را که اقایان تقاضا کردند در اختیارشان گذاشته شد - که البته خوشبختانه اقایان نتوانستند ایرادی به کار صرافی بگیرند - ولی چون بالاخره تشریف اورده بودند و قبول زحمت کرده بودند و دون شان ایشان تلقی می شد اگر چند ایراد نمی گرفتند - این بود که با توسل به حضرت یعقوب و فرزندانش در انبان خود جستجو کرده و ایراد هائی را ذکر کردند از جمله خواهان ذکر شماره ثبت شرکت در کارت ویزیت و مهر شرکت شدند و همچنین رعایت ماده 32 دستور عمل جدید را که هنوز دو ماه به اجرائی شدن ان باقی مانده را خواستار شدند .

بعد هم یک نامه پر طمطراق به عنوان تذکر برای ما فرستادند - این ها را ننوشتم که گلایه کنم - بلکه خواستم شما همکاران بدانید چه موجودات وظیفه شناسی در اداره کل نظارت در بانک مرکزی تشریف دارند - و برای وجودشان دائم دعا کنید .

پروردگارا ما را از شر اشرار حفظ بفرما - پروردگارا  عقل و علم ما را افزون بفرما - حقد و حسد را در ما کاهش بده -خیر دنیا و اخرت را نصیب ما و دوستانمان بفرما - ماموران بانک محترم مرکزی را هم  انصاف بیشتر و شرح صدر بیشتر عنایت بفرما .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 11:22  توسط اصغر اقا  | 

سعدی از دست نابکاران داد

بنام خدا

یکی از دوستان همکار زنگ زده بود و درد دل میکرد - هر چه می گفت می دیدم که مثل اینکه این حرف ها - حرفهای خودم است - گله می کرد از برخی همکاران بی تعهد و بی مسئولیت - کسانی که در انجام به موقع تعهد خود اهمال می ورزند - مثلا اگر حواله ای از ایشان خریداری شود - تا چند روز از انجام ان خود داری می کنند - و بعد هم گاها با ادعا های دروغ مشتری و یا همکار را از سر باز می کنند - و بعد از فشار ها و گفتگو های  فراوان با اوقات تلخی مسئله فیصله می دهند - حالا تازه اینها مثلا ادم خوب ها هستند - متوسط ها و بد ها و بدتر ها را دیگر خودتان حدس بزنید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 10:13  توسط اصغر اقا  | 

من از کجا ... از کجا --- مال که را دزدیده ام ؟

بنام خدا

کجاست ان حلقومی که فریاد می زد : یک موی کوخ نشینان بر همه کاخ نشینان ترجیح دارد - ایا ما پیرو ان بزرگواری نیستیم که اینگونه می گفت:« خدمت به خلق بکنید… برای این هایی که اولیا ما هستند این پائین شهری ها و این پا برهنه ها والله این ها ولی نعمت ماها هستند.اگر این ها نبودند ما یا در تبعید بودیم یا در حبس بودیم یا در انزوا. اینها بودند که همه را از این مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جائی به خیال خودمان جائی است این ! باید ملتفت باشید که آقا شما همان آدمی هستید که توی حبس بودید و شما همان آدمی هستی که در تبعید بودی و شما همان آدمی هستی که در انزوا بودی . این مردمند که آمدند ما را آوردند بیرون از همه اینها و ما اگر تا آخر عمرمان به اینها خدمت کنیم نمی توانیم از عهده خدمت این ها برآئیم .

ایا حالا باید کار به جائی برسد که کاسبی را که سالها در شغلی مشغول خدمت به مردم بوده تنها به جرم اینکه پول فراوان نیاندوخته و ثروتی فراوان گرد نیاورده از کار بیکار کنیم ؟

ایا انقلاب ما به روزی افتاده که ارمانها را با پول بسنجد ؟

ایا اخلاق - دیانت - امانتداری - وفای به عهد - احترام به مشتری - داشتن اعتبار - داشتن تجربه - دادن به موقع حقوق شرعی ومدنی - و ده ها امتیاز و حسنات باید نادیده گرفته شود و ملاک مقدار سرمایه تعین گردد ؟

ایا وقتی      معاون کل نهاد ریاست جمهوری می گوید: تلاش ویژه‌ی دولت برای کنترل تورم و رونق فضای کسب و کار است و این تلاش تا حل مشکلات ادامه خواهد داشت.

باید انتظار داشت با مقررات دست و پا گیر کسبه را از کار بیکار کرد؟

انهم تنها به جرم کم بودن سرمایه؟

افرین بر تصویب کننده گان و مجریان که خوب ارمان های انقلاب - امام - رهبری - و دولت تدبیر و امید را جامه عمل  می پوشانند .

دست مریزاد - حبذا - افرین - بارک الله - احسنت و ... بقیه لغاتی که بتواند اقایان را بهتر تشویق کند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 10:41  توسط اصغر اقا  | 

در هم اندیشی 23 چه گذشت

به نام خدا

ديروز بيست و سومين جلسه هم انديشي برگزار شد.از ساعت 4 دوستان آمده بودند من هم با اينكه قدري سرما خورده بودم با تاخير ساعت چهار و ربع رسيدم .

چند دقيقه بعد جناب مسعودي هم امدند وظاهرا بادستي پر وبا ادعاي اينكه با چند نفر از بزرگان راجع به كار درهم پيچيده صرافان مذاكره كرده و مستقيم به ميز رياست نزديك شد وپشت ميز نشست و شروع به صحبت كرد كه اغلب تكراري ولي به هر حال سعي مي كرد اميدهارا زنده نگه دارد.

به پشنهاد جناب پرنظر از جناب گل پريان دعوت شد كه رياست جلسه را عهده دار شودو ايشان هم خوشبختانه پذيرفت لاكن باز هم مانع از آن نشد كه بيش از نيمي از جلسه در اختيار جناب مسعودي باشد.

چند نفر از دوستان از جمله جناب پر نظرومهابادي وزرين سخناني گفتند كه اگر صلاح دانستند در همين وبلاگ درج مي شود.

بعد نوبت به حقير رسيدكه سخناني به اين مضمون عرض كردم:

از حقوق رقیبان خود دفاع کنید http://entekhabatkanoon.blogfa.com/

كه چون بيشتر مربوط به انتخابات است در وبلاگ انتخابات درج مي شود .

آقايان اعضا شوراي عالي هم كه ظاهرا جلسه اي داشتند تا 5.30 زيارت نكرديم ولي در اين ساعت اقايان فرشچي ،لواساني،ميرلشگري و قزلچه تشريف اوردند ولي خبري از ديگر اعضا كه مديران صرافي هاي بانكي بودندنشد كه احتمالا خود را اجل از اين مي دانستند كه در جلسه  صرافاني مانند ما شركت كنند.

جناب لواساني هم سخناني ايراد كرد كه درآن سعي داشت به نوعي هم دل صرافان را به دست بياورد و هم به تريج قباي برخي از مديران بانك مركزي برنخورد.از جمله اينكه: بله ما صحبت كرده ايم كه لازم نباشد چهار ميليارد را مسدود كنيد ويا ما صحبت كرده ايم كه زمان بدهند كه شما بتوانيد 2ميليارد ضمانت نامه را تامين كنيدو يا بالاخره بايد به بانك هم حق داد و يا.........

صحبت ايشان مرا به ياد آن بنده خدائي انداخت كه دستور داده بودند سر بيچاره اي را ببرند بعد بحث بر سر اين بود كه خوب با چاقوي تيزي ببريم كه كمتر درد بيايد و يا قبلا به به او مهلت بدهيم كه وصيت كند ويا..........

كسي نمي گفت كه اصلا چرا سر اين بيچاره را ببريم آخر چه گناهي كرده.....

اين صرافان به چه جرمي بايد از شغل خود بيكار شوند؟

جناب فرشچي البته بر سر موضوع قانون عطف به ماسبق بحث هاي جالبي را مطرح كرد كه البته همان طور كه گفتم همه اقايان در صورت تمايل ميتوانند صحبت هاي خود را در وبلاگ انجمن درج نمايند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 11:18  توسط اصغر اقا  | 

مطالب قدیمی‌تر